أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
88
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) آنچه مىگوييد كه ما را لشكر بسيارند و در محاربت و شجاعت دستى تمام داريم اگر چه لشكر شما بسيار است و عده و شوكت بىشمار داريد ، لكن شجاعت و جرأت عرب بر شما واضحتر از روز روشن است . ما را در جنگ كفّار اعتماد بر فضل و عون كردگار باشد نه بر لشكر بسيار ؛ كما قال اللّه تعالى : كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ . و شما را مفاخرت بر ملك هرقل باشد و به عون و استظهار او كار كنيد . اعتماد شما بر لشكر و قوّت و شجاعت است و ما را اميد به حول و قوت و نصرت پروردگارى است [ 11 ] كه نميرد و مرگ به دو راه نيابد . او همهء خلقان را بميراند و باز زنده گرداند - سبحانه ما أعظم شأنه و أظهر برهانه . كسى كه شما بر او اعتماد داريد - يعنى ، ملك هرقل - عن قريب [ 12 ] بميرد و چنان شود كه از او نام و نشان نماند و كسى نام او نگيرد . آنچه گفتيد كه اميرى كه بر شما حاكم بود به چه صفات موصوف باشد ، بايد دانست كه امير ما مردى باشد هم از جنس ما كه بر ما ظلم نكند و پيرامن عدوان نگردد . مادام كه خداى تعالى را مطيع باشد و كار بر وفق كتاب منزل و سنّت پيغمبر مرسل كند و طريق معدلت سپرد و بر جادّهء انصاف روزگار گذراند ، بر ما والى و أمير تواند بود و الّا معزول كنيم و ديگرى را كه سيرت مرضى داشته باشد ، خويشتن امير گردانيم . اگر امير ما دزدى كند ، بر حكم شرع پيغامبر خود دست او ببريم . اگر زنا كند ، حد شرع بر او برانيم ، اگر خيانت كند ، او را رسوا كنيم . اگر يكى را از ما دشنام دهد ، هم بر آن لفظ جواب او باز دهيم . اگر يكى را به ظلم بكشد ، او را به قصاص آن كشتهء مظلوم باز كشيم . در غنايم او را با خويشتن برابر داريم و زيادت چيزى بر او ندهيم و او هم نتواند گرفت . بر جامههاى زيبا و بالشهاى ديبا ننشيند و بر كرسى تكيه نكند كه از حساب و عقاب بترسد و به تواضع روزگار گذراند . آنچه مىگوييد بر عيسى ( ع ) اقرار داريد و مع ذلك با پسروان او جنگ مىكنيد و مال و زن و فرزندان ايشان به غارت مىبريد آرى ، ما به نبوت عيسى ( ع ) اقرار داريم و او را صادق المقال و مرضى الفعال دانيم و يكى از انبياى مرسل معظم شناسيم . ليكن چنان كه شما او را خداى دانيد ، ما ندانيم و ثانى اثنين ( 119 ) و ثالث ثلاثه ( 120 ) نخوانيم ، [ 32 ب ] كما قال اللّه تعالى : [ تَعالى ] عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً . خداى تعالى را يكى دانيم و يكى خوانيم و او را قاهر على الاطلاق شناسيم . او را زن و فرزند و پيوند و يار و همتا گفتن ، چنان كه شما مىگوييد ، شرك محض و كفر
--> [ ( 11 ) ] ت : زندهاى است ، ل . چ : ربى است . [ ( 12 ) ] ل . ت : در ساعت .